حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
477
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
منگو قاآن در مملكتدارى بىنهايت مواظب رعايت مقررات ياساى چنگيزى و آداب و مراسم مغول بود ولى چون در عهد او بواسطهء طول معاشرت و آميزش با متمدّنين ممالك مغلوبه صلابت و خشونت اوليه خوانين مغول اندكى تخفيف يافته و نظر ايشان در ترتيب ادارهء ممالك و معاملهء با ملل مغلوبه و رعايا وسعت حاصل كرده بود روش او عادلانهتر و بقواعد و اصول سياست و مملكتدارى و اداره و انتظام سلاطين متمدّن نزديكتر گرديد . خود او از ادامهء شرب شراب كناره گرفت و مالياتها را تخفيف داد و براى لشكريان و اتباع خود مقررى معين ترتيب داد ، در ترفيه حال مردم كوشيد و امر داد كه عمال دولتى و مأمورين بر خلاف سابق چهارپايان مردم را باجحاف و تعدى نگيرند و زياده بر آنچه مقرر گرديده از رعايا بظلم نستانند از ايران يك عدّه از فضلاى ايرانيرا بمغولستان برد و براى ادارات و ديوانهاى قراقروم امر داد لغتى از السنهء فارسى و چينى و اويغورى و تنگغوتى نوشتند . حكومت قسمت شرقى ممالك مغول يعنى ختاى و چين را بمحمود يلواج سپرد و تركستان و ماوراء النهر و بلاد اويغور و فرغانه و خوارزم را بپسرش امير مسعود واگذاشت و اين پدر و پسر همه وقت موجب رونق حكومت اولاد چنگيز بودند و بسيارى از خرابىها را مرمت كردند مخصوصا ممالك اسلامى در تحت حكومت امير مسعود كه از زمان اوگتاى اين سمت را داشت دوباره آبادى و اعتبار گرفت و حسن اداره و سلوك خوب او با بقية السيف مردم ستمديدهء اين ممالك بار ديگر آنها را بر سر زندگانى اول آورد و شهرهاى ويران رو بعمارت گذاشت . منگو قاآنكه تربيتشدهء مادر مدبّرهء خود بود مثل آن زن نسبت بعموم اديان مختلفهء معمول ممالك مغول همه وقت رعايت جانب احترام را ميكرد و با اينكه مادر او آئين مسيح داشت علماى دين عيسى و مذاهب بودائى و تائوئى و اسلام همه در پيش او يكسان بودند ، همه را محترم ميداشت و بقدرى بايشان آزادى داده بود كه در حضور او با يكديگر بمناظرات و احتجاجات مذهبى ميپرداختند و آزادى